|
از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاری ست چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ ، دوستان و دشمنان را می شناسم من، زندگی را دوست می دارم مرگ را دشمن . وای، اما – با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن. جویبار لحظه ها جاری . م .امید
این چنین است ، من اینجا ایستاده ام من نور دنیا هستم من احساس شکوه می کنم و این عشق ، می توانم احساس کنم و من می دانم ، یقین دارم که حقیقت دارد و مثل اینکه احساس می کنم چهره تو را هزار بار دیده ام و تو گفتی واقعا مرا می شناسی و من می دانم در زمان مناسب انجامش خواهی داد و تو می گویی که می خواهی به من واگذارش کنی. من هرگز کلمه ای درباره ی تو نشنیدم عاشق شدن نقشه من نبود من فکرش را هم نمی کردم که می خواهم عاشق تو باشم عزیزم بیا ، تنها من اطمینان دارم این چنین است همان طور که من گفتم من نور دنیای تو هستم احساس شکوه می کنم و این عشق حقیقت دارد وقتی عاشق هستم احساس می کنم احساس می کنم تو را از هزار سال است که می شناسم و گفتی تو قبلا چهره مرا دیده ای و تو گفتی نمی خواهی من وقتم را تلف کنم و زمانی من به تو خواهم گفت من هرگز کلمه ای درباره ی تو نشنیدم عاشق شدن نقشه من نبود من فکرش را هم نمی کردم که می خواهم عاشق تو باشم عزیزم بیا ، تنها من اطمینان دارم این چنین است من می توانم احساس کنم من نور این دنیا هستم این حقیقت دارد . . . «جایی که زمان نیست ، جاودانگی آشکار است » مایکل جکسون و تو این جاودانگی را یافته بودی ای آخرین فرشته گم شده در زمین بی تو من چگونه به آسمان ایمان می آوردم ؟ ای تمام ناتمام من! با تو تمام می شوم . (از کسی که هیچکس نبود و شاید طنین صدای تو در وجودش گاه او را برای لحظاتی کس می کرد)
دوباره حیله های کارساز تو نتیجه داد
و این منم که باز ناخوانده به صحنه آمدم و تو تنها نشسته ای و می نگری صحنه گردانی بی همتای مرا . آری بخند که از این درام هنوز یک پرده گذشته است و بیاد بسپار صف بی پایان تماشاچیان مدیون من است نه متن های ناقابل تو. (از بیهوده دست نوشته هایم )
شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی ظهر یکشنبه ی من جدولی نیمه تموم همه خونه هاش سیاه توی خونه جغد شوم صفحه ی کهنه ی یادداشت های من گفت دوشنبه روز میلاد منه اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابر که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه غروب سه شنبه خاکستری بود همه انگار نوک کوه رفته بودند به خودم هی زدم از اینجا برو اما موش خورده شناسنامه من عصر چهارشنبه من عصر خوشبختی ما فصل پوسیدن من فصل جون سختیه ما روز پنج شنبه اومد مثل سقااک پیر رو نوکش یه چیکه آب گفت به من بگیر بگیر جمعه حرف تازه ای برام نداشت هرچی بود سالهای پیش گفته بودم
At first I should explain why do I write in English. I hate direct sentences and im mad of undirect so it means when im writing in Persian im writing undirectly and when im writing in English. . . Persian in holy for me. I don’t want to write my horrible speech in Persian . My speech: Im going to begin .begin from the first . begin from step 0 . I understood that everything was wrong . the way that was chosen wasn’t right. At last I arrived to nothing . it s so horrible to go in a road for a long time and arrive to nothing . so im going to begin and it means that I again hate everybody . when I begin it means im beginning lonely and I hate to be with anybody. God damn me for saying these. My friends were always with me they helped me and now I hate them . its just my feeling . really god damn me p.s:به افتخارش قالب وبلاگمو عوض کردم به افتخارشم تا اطلاع ثانوی همین قالبو دوست دارم
برای هرکس تنها یک تاریخ است اما برای من روزیست که هر روز ارزشمندتر از روز قبل می شود . هرروز که می گذرد در می یابم که رویدادی نو (البته برای من )در این روز رخ داده است . چه سری در آن است ؟ نمی دانم . امروز فهمیدم خواننده ای گرانقدر درین روز ازین دنیا به سرای آرامش شتافته : فرهاد مهراد اما من برای روز درگذشت این عزیز سخن و کلامی نمی نویسم چرا که من به زنده بودن عزیزان ایمان دارم پس تمام درگذشت ها را فراموش می کنم و روزهایی را به یاد می آورم که عزیزان به این جهان آمدند و جهانی بهتر برایمان ساختند. من به بودنشان ایمان دارم.
51 سال پیش کودک نابغه ای در شهر گری در ایالت ایندیانای آمریکا به دنیا آمد که بعدها تبدیل به یکی از عظیم ترین نیروهای موسیقی شد. مایکل جکسون، سلطان پاپ، اسطوره ای جهانی است که مرزهای نژادی را کنار زد و با خلاقیت غیر قابل باور خود دنیای جدیدی خلق کرد. هنر رقص و موسیقی او نه تنها هم عصران خود بلکه نسل های بعدی را به زیر سلطه درآورد. بدون شک می توان گفت که او از نوابغی است که در هر هزاره تنها یک بار متولد می شوند. دستاوردهای او تا سالیان سال الهام بخش هنرمندان هر نسل و هر مکان خواهد بود. مایکل جکسون در تمام عمرش یک رکورد شکن بود. او هم در دنیای موسیقی و اجرای زنده و هم در فعالیت های بشر دوستانه رکوردهای بسیاری را به ثبت رسانده است. رکورد پرفروش ترین آلبوم دوران «Thriller» و بیشترین حمایت از موسسه های خیریه از طرف یک ستاره ی موسیقی به او تعلق دارد. سالروز تولد سلطان پاپ جهان مایکل جکسون شادباد. روحش شاد (به افتخار تولد مایکل برای چند روز قالب وبلاگ رو عوض کردم)
I know you are there, I can feel you now, I know that you are afraid, you are afraid of us, you are afraid of change, I don’t know future, I didn’t come here to tell you how this is going to end, I came here to tell you how it s going to begin. Im going to end this phone and then im going to show this people what you don’t want them to see, im going to show them a world without you, a world without rules and controls,without boundries. A WORLD WHERE ANYTHING IS POSSIBLE Where we go in there, is a choice I gift to you . . . By Neo anderson,the one in the matrix
جامانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد... نه موهای سیاه نه دندان های سفید! حسین پناهی |
About
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند بهانه است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 Links
موسيقي |